:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۲۰ آذر ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه نو
راهبرد برد‍- برد به‌واسطه همدلی


روایت است که پژوهشی در استخری در سان‌دیه‌گو درباره روحیه همکاری و روش‌های برنده - بازنده و برنده - برنده انجام شده است [صرف‌نظر از جزئیات پژوهش، هدف پیام آن است]؛ «٩۵ کوسه و پنج دلفین را به مدت یک هفته در یک استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسه‌ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین‌ها حمله‌ور شدند. دلفین‌ها فقط می‌خواستند با آنها بازی کنند، ولی کوسه‌ها بی‌وقفه به آنها حمله می‌کردند. سرانجام دلفین‌ها به‌آرامی کوسه‌ها را محاصره کردند، هنگامی که یکی از کوسه‌ها حمله می‌کرد، آنها به ستون فقرات پشت یا دنده‌هایش می‌کوبیدند و آنها را می‌شکستند. به‌این‌ترتیب کوسه‌ها یکی بعد از دیگری کشته می‌شدند. پس از یک هفته ٩۵ کوسه مرده و پنج دلفین زنده درحالی‌که با هم زندگی می‌کردند در استخر دیده شدند...». دادلی لینچ (Dudley Lynch)، نویسنده کتاب «استراتژی دلفینی؛ موفقیت در دنیایی آشوبناک»١ به بررسی تفکر راهبردی ارتباطی می‌پردازد؛ اگر بپذیریم که واژه به «برقراری ارتباط و تعامل میان مولفه‌های یک سامانه [سیستم] با هدف ایجاد رفتار مطلوب» اطلاق می‌شود٢، ابتدا باید سامانه‌ای به‌عنوان مجموعه‌ای از اجزای به‌هم‌وابسته با هدف معین و هماهنگ با یکدیگر تعریف شود که در آن طرح، برنامه و نرم‌افزار بر عمل و سخت‌افزار مقدم باشد، به‌نحوی‌که در این سامانه موضوع فعالیت و هدف به‌درستی تبیین شود و واقعیت‌ها و امکانات موجود شناسایی شوند و در خدمت طرح و هدف قرار گیرند. در نهایت نگاه مهندسی همواره فراتر از تئوری گام برداشته و برای نیل به اهداف دست به اقدام زده، «مدیریت و راهبری عوامل مؤثر در سامانه» را نیز برعهده می‌گیرد. طبعا هدف از این یادداشت تحلیل سیاق‌ها و راهبردهای مختلف مدیریتی نبوده، نگارنده سعی دارد با بهره‌گیری از استعاره «دلفین» به توصیه‌ای اکتفا کند، باشد که قبول افتد.
با الهام از کتاب «استراتژی دلفینی؛ موفقیت در دنیایی آشوبناک» اگر فرض کنیم که انسان‌ها را نیز همانند موجودات دریایی بتوان به سه دسته استعاری ماهی‌های کپور، کوسه‌ها و دلفین‌ها تقسیم کرد، به تعابیری جالب خواهیم رسید و بعضا بسیار ملموسند:
دسته اول: ماهی‌های کپور که غالبا قربانی‌اند‌ و خوراک دیگر ماهی‌ها می‌شوند؛ تو گویی کپورها دچار این باورند که هرگز نمی‌توانند برنده باشند. کپورهای [بیچاره] تمام تلاش خود را روی نباختن آنچه دارند، متمرکز می‌کنند، اما در مواجهه با آنچه دوست ندارند تنها جواب آنها تسلیم یا فرار است که البته نهایتا به خوراک‌شدن می‌انجامد... . برخی از انسان‌ها در زندگی خود نقش ماهی کپور را بازی می‌کنند؛ آنها کم‌وبیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
دسته دوم: کوسه‌ها هستند که روش برد– باخت را انتخاب کرده‌اند و البته برای اینکه یک «کوسه» برنده باشد، طرف معامله باید بازنده باشد [در این مورد خاص دیگر «زنده» نباشد] و این فرایند بازنده‌سازی دیگران [بخوانید مغبون‌کردن] معمولا بدون هیچ تمایز و تفاوتی [حتی در حق رفقای کوسه، اگر غذای کافی یافت نشود] تداوم می‌یابد. برای کوسه اصولا رفیق معنا ندارد و هر نوع ماهی، دشمن [یا یک وعده غذایی بالقوه، حال با درجات مختلف] به حساب می‌آید و «کوسه» برایش ترفندی چیده است. البته امیدواریم هرگز نقش کوسه را ایفا نکرده، در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود با کوسه‌ها برخورد نکرده باشید [البته در کنار این امید، تدبیر هم لازم است]؛ درهرحال حتما آموزه‌هایی را در مورد اینکه «اگر نخوری، خورده می‌شوی» و مزخرفاتی* از این دست شنیده‌اید و کم‌وبیش انسان‌هایی را دیده‌اید که کم‌و‌بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.
دسته سوم: یک پستاندار آبزی بزرگ بازیگوش و دارای روحیه همکاری که در ارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است؛ موجود جذابی به نام دلفین. دلفین با ذهنیتی مملو از «وفور نعمت» بدون هیچ کمبودی زندگی می‌کند و می‌خواهد که همه‌چیز را با همگان تقسیم کند. متواترا گفته شده که یک دلفین زخمی از سوی چهار دلفین دیگر همراهی می‌شود تا از گروه عقب نماند [داستان‌ها در مورد نجات جان انسان‌ها از سوی دلفین‌ها نیز فراوان است]؛ به عبارت مدیريتی، «ارتباط هدایت‌شده در جهت تولید راه‌حل». برای برنده‌شدن کوسه [بی‌معرفت خودخواه] دیگران باید بمیرند [یا ببازند] ولی دلفین‌ [با معرفت فداکار] انعطاف‌پذیر است و می‌گوید در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی می‌کنیم، در این دریا برای همه به اندازه کافی غذا هست، پس بیا با هم بازی و همکاری کنیم.
در انتها اجازه بدهید که به داستان پژوهش سان‌دیه‌گو برگردیم؛ دلفین داستان ما آن‌قدر انعطاف‌پذیر است که اگر لازم باشد، می‌تواند به یک کوسه تبدیل شو‌د [و با همان روحیه همکاری، دخل کوسه‌ها را بیاورد]... . البته فراموش نکنیم اگر به طور تصادفی، کوسه‌ای آن‌قدر باهوش باشد که بفهمد حریف دلفین نمی‌شود و بخواهد در «بازی و همکاری» با او شرکت کند، دلفین به‌راحتی او را می‌بخشد [بدون کوچک‌ترین کینه‌توزی] و طوری با او رفتار می‌کند که انگار یک دلفین است... . پس از دلفین‌ها بیاموزیم.
پی‌نوشت:
[١] (٢٠٠٦). Strategy of the Dolphin: Scoring a Win in a Chaotic World
[٢] (۱۳۹۱). تفکر مهندسی، تفکر دلفینی، تفکر راهبردی ارتباطی در روابط‌عمومی http://www.forum,٩٨ia. com/t٦٠٧٨٣٨. html.
* کلام باطل آراسته. دروغی که مانند راست آراسته کرده باشند. سخن بی‌اصل و بی‌معنی و لاطائل:
نه صورتیست مزخرف عبارت سعدی
چنانکه بر در گرمابه می‌کند نقاش

بازنشر از: شرق. شماره ۲۹۶۳ - ۱۳۹۶ شنبه ۲۵ شهريور

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری