:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
شنبه، ۲۷ آبان ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه نو
معناكاوي فضاي مصنوع به واسطه دانش

در مقاطع مختلف و متفاوت تاريخ ما، شهرهايي مختلف با خصوصياتي کاملا متفاوت نمايانگر انديشه و روحيه ايراني و قدرت برد و شعاع و تلالو آن بوده است. براي مثال قزوين در دوره صفوي، مرکز تحرکات افراطي سياسي بوده [همان افراط گرايي که سبب ايجاد قلعه الموت و داستان هاي پس از آن شد]، در دوره حکومت مغول ها، تبريز تجلي گاه انديشه ادغام و همگوني مردم، خاصه آن دسته از کساني بود که غير از مناطق ديگر آذربايجان، به اين نقطه مهاجرت کرده بودند. تقابل دو انديشه شيعي و سني، هويت بيگانه، آداب و رسوم و سنت هاي به مراتب بيگانه تر خود را در آن سرزمين رواج دادند. با شروع قاجاريه تهران چنان شهري شد که مردم گشاده روي آن، مظهر روح ايراني شدند. اگر در گوشه اي از تهران نمادي ديديد که مردم را از طيف هاي مختلف به دور هم جمع مي کند، سبب اتحاد آنها مي شود و فرياد آنها را براي استقلال و آزادي به عرش مي رساند، دوراني را به ياد مي آوريم که ميدان تبديل به ميعادگاهي شد براي انقلاب و تغيير هر آنچه پاي بستش بر ظلم باشد و درادامه تغيير چهره تهران و ايران. اگر چنين ميداني با چنين نشانه اي وجود نداشته باشد، بايد آن را ساخت. همان گونه که به پا کردن ارگ عليشاه، مشروطه خواهان و داوطلبان را براي شرکت در جنگ تماميت خواهي و حفظ هويت بسيج مي کند، دوران گذشته و تبريز مه آلود را به خاطر مي آورد، ميدان آزادي يادآور عصري است که مي تواند «کل ايران» و نه تنها «تهران» ناميده شود.
اين چنين نيست که تحولات فضايي هميشه متاثر از تحول در عناصر فناورانه شکل دهنده فضا بوده باشد؛ اين تحولات هرچند به عنوان ابزار براي بيان معمارانه کارايي ماهوي خود را داشته اند ولي آنچه در اين نوع نگاه فناوري مدار همواره به فراموشي سپرده مي شود، مهم ترين بخش کنش انساني يعني تفکر و انديشه است. بسيار ساده لوحانه مي نمايد که پيشرفت معماري در معناي متعالي شکل دهنده فضايي آن (که بعضا حتي تکيه بر تقدس و سرچشمه گيرنده از انديشه والاي انساني در جايگاه هنري آن است)، به مسائلي مانند اختراع قوس آجري، اختراع گنبد، يا اختراع چهار طاقي و... (آنچنان که بعضي دوست دارند بباورانند) منوط شود؛ چرا كه، صرف نظر از اينکه مواردي اين چنيني خود منشعب از تفکر انساني است، قسمت عمده بار پيشرفت بيان و انتقال مفاهيم در فضا در سايه تعالي جويي فطري انسان و جست وجوگري ذاتي وي در راستاي شناخت حقيقت شکل گرفته است. بي انصافي است که حتي درباره معماري مدرن نيز توليد صنعتي فولاد ساختماني و بتون مسلح را دليلي بنيادين در بيان معمارانه اين نوع نگاه بدانيم و از روند شکل گيري چند صدساله انديشه هاي خردگرايانه به طرفه العيني چشم بپوشيم.
بايد گفت آنچه امروزه محتواي اطلاعات و در معنايي فراخ تر جوهره اصلي «دانش روز» را شکل مي دهد، نمي توان در دنيايي يافت که انسان بدون آگاهي از گذشته و چگونگي شکل گيري هويت و معنا در آن به زيست ادامه مي دهد. شايد بد نباشد در اينجا گريزي بزنيم به سخن داريوش شايگان. او در بخشي از نوشته خود به نام «در جست وجوي فضاهاي گمشده» اشاره مي کند که درک پاريس دوران هوسمان [ژرژ اوژن اوسمان يا هوسمان، ۱۸۰۹ - ۱۸۹۱، طراح شهري فرانسوي است که به خاطر طرح نوسازي پاريس مشهور است] بدون توجه به آرمان هاي امپراتوري که شالوده آن را تشکيل مي دهد، امکان پذير نيست. همچنين معماري باشکوه «رينگ اشتراس» وين [خياباني که چون کمربندي منطقه مرکزي وين را دربر گرفته است]، بدون در نظرگرفتن نقش بورژوازي با ارزش هاي والاي آن، يعني حقوق و فرهنگ، غيرممکن است. اگر دوران پيشامدرن را دوره اي بدانيم که شهر با تکيه بر پيشينه اسطوره اي خويش ساختار يافته و معنا مي يافت، در دوران مدرن شخصيت مرکزي از شهرها گرفته و الگوي روايي شهرها حذف شد؛ مسئله اي که باعث بروز خلا و کاستي در زمينه يا بافت پايدار شده و در ادامه در ذهن فهمنده شهري موجب القاي ناپايداري مي شود. حال سوالي مطرح مي شود؛ در دنياي امروزي چگونه مي توانيم معنا را به معماري جديدمان بازگردانيم؟!
نشانه ها هرچند واقعيت را به طور تمام وکمال بازنمايي نمي کنند [و حتي در مواردي ممکن است به صورت عمدي آن را بپوشانند]، اما از واقعيت نيز هرگز گسسته نبوده اند. در اين معنا رابطه ميان اين دو را مي توان رابطه اي ديالکتيکي ناميد. شهرسازان و معماران معاصر مي کوشند تا در عين حال که بر ماهيت غيرنمايانه انديشه نمادين تاکيد مي کنند، از طريق بررسي نشانه ها و چگونگي انتقال اطلاعات به وسيله آنها، روابط شهري نوين را درک کنند. مادامي که زبان هاي نمادين تجربه اجتماعي را به رمز درمي آورند [و خود بخشي از آن تجربه هستند]، استفاده از تحليل دانش مدار و دانش بنيان چه بسا ما را در آفرينش اين هويت منطبق با امروز و آينده ياري رساند. کوتاه سخن اينکه رابطه ميان فرهنگ و شهر مانند رابطه بين آزادي خواهاني است که با قطعيت وارد ميدان شده و بنايي را که عليه هويت مردمي ساخته شده بدل به يک عنصر آزادي مي کنند.


روزنامه شرق ، شماره 2921 به تاريخ 5/5/96، صفحه 12 (معماري)

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری