:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
چهارشنبه، ۷ تير ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه نو
نظریه استعاره ادراکی و کارکردهای آن در معماری

جرج لِیکاف [به انگلیسی: George Lakoff] زبان‌شناس شناختی آمریکایی و استاد زبان‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی از سال ۱۹۷۲ می‌باشد. هر چند برخی پژوهش‌های وی شامل همان پرسش‌هایی است که زبان‌شناسان بطور سنتی در پی یافتن پاسخ برای آنها بوده‌اند؛ مثل اینکه تحت چه شرایط معینی سازه‌های زبانی امکان دستوری شدن دارند، اما وی بیشر شهرتش به دلیل نظریه استعاره ادراکی (استعاره مفهومی) است. نظریه‌ای که در آن استعاره به عنوان محور تفکر انسانی، رفتار سیاسی و جامعه باز شناخته می‌شود. نظریه «ذهن متجسم» وی که درباره آن در رابطه با ریاضیات کتاب‌هایی نوشته است، نیز مشهور است.
مقصد نگارنده با توجه به محدودیت این نوشتاربیشتر تعریف میشود در حوزه ای نو و کلید واژه های متبادر بر آن با بهره گیری از نظریه ای است که ادعا دارد، نظام ادراکی انسان در کنه خود حائز مختصاتی استعاری بوده و این درک استعاری است که در اصل سکان ناخوداگاه ادراکی را در زندگی روزمره به دست دارد.
آنچنان که بدان اشاره شد جرج لیکاف و مارک جانسون در سال ۱۹۸۰ با انتشار کتاب «استعاره هایی که با آن زندگی میکنیم» به نوعی طلایه داران ترویج نظریه ای شدند در عرصه نقد که به کارکردها و ماهیت استعاره به لحاظ مفهومی میپردازد. واقعیت این است که به نظر میرسد در عرصه معماری با توجه به ظرفیت های بی بدیل آن در ارائه فضاهای عینی بررسی استعاره [متافور] و کارکردهای فضایی ادراکی آن، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. اگر سابقه چندین صد ساله عرصه ادبیات ایران را در حوزه بلاغت و آرایه های ادبی، به این فقدان در عرصه نظریه پردازی معماری اضافه کنیم، عرصه ای نو حادث میشود که میتواند جولانگاهی نظری در راستای مباحث فرمی و محتوایی در فضای مصنوع باشد. رمز کار اندکی میانگستره اندیشیدن است و تلاش در خودی کردن مباحث حوزه زبان شناسی در راستای تعریف ماهیتی جدید در استعاره فضایی/ ادراکی که براساس آن، آنچنان که لیکاف بر آن تاکید دارد، استعاره ها را از آرایه ادبی و صور کلامی صرف فراتر نهاده به فرآیندی فعال در عرصه شکل دهی به فضای معماری تبدیل کند.
انچنان که اشاره شد در این نوع نگاه استعاره نه تنها ابزار شناخت و درک پدیده معمارانه خواهد بود؛ بلکه به نوعی مدل مفهومی را شکل داد که مجموعه رفتارهای شکل دهی فضا و تعامل مخاطب با فضا را مدیریت کند. برای روشن تر شدن موضوع، فرض را بر این بگیرید که ناخوداگاه ادراکی انسان حائز قابلیتی در درک و بازنمایی پدیده های ناآشنا و نیز تعبیر و تفسیر مجدد پدیده های آشنا باشد؛ همچنین در نظر بگیرید که این قابلیت به صورت لایه هایی استباطی از مقایسه مفاهیم قیاسی، استقرایی، و انتزاعی با انطباق به روش استعاری مورد طبقه بندی قرار بگیرند. توجه داشته باشید که در حال ایجاد تعبیری نو از نحوه کارکردو برخورد ناخوداگاهمان با جهان پیرامون هستیم. با این پیشفرض نظریه استعاری/ ادراکی [و در مورد ما تعبیر معمارانه آن] بابی از رویکردهای نو در حوزه معنا، تفکر، شکل و فضا را ایجاد میکند که به نوبه خود میتواند ابزاری باشد در عرصه تولید و درک معمارانه.
نکته جالب در این نوع نگاه ماهیت توجه آن به موضوع [قلمرو های متقاطع (cross-domain)] در تحلیل تجربه های خودگاه و ناخودگاه انسانیست؛ به تعبیری استعاری کردن نظام مفهومی انسان در حوزه ای وسیع از زمان و رخداد گرفته تا درک روزمره فضای پیرامون. استعاره هایی چندگانه، همگی بر پایه مفاهیمی مستدل، گستره ای وسیع از استدلالات و تجربه های مشترک انسانی را شکل میدهند که به قول لیکاف و جانسون نظام مفهومی هر روزه زندگی ما را در کنار توقعات و انتظارات ما نسبت به آینده، پایه ریزی میکنند.
آنچه لیکاف و جانسون بر آن تاکید دارند [جالب اینکه خیلی هم به درد توسعه بحث ما میخورد]، تسری بحث استعاره بر تمامی جزئیات روزمره است به نحوی که بر مراوده ما با جهان پیرامون و جزئیات تعاملات انسانی سیطره افکند و طرحی نو در نظام مفهومی ما بیندازد.؛ تو گویی با پذیرش نگاه لیکاف و جانسون تمام سکنات زندگی روزمره و تجربیات ادراکی منوط به آن ها یکسره مرتبط با مقوله استعاره شده و این البته چیز خوبی است. تمام تجربیات فضایی ما، با توجه به انچه این دو پژوهشگر بر آن تاکید دارند، در امتداد محورهایی قرار میگیرند که بخش اعظم آن منتج از هویتی استعاریست که موجب میشود تجربه فرهنگی فرمان ادراک و تجسم در دست گیرد. نکته جالب توجه در این نوع نگاه قابلیت تعمیم آن به مفاهیم انتزاعی در حوزه ادراکی/ انسانی خواهد بود؛ بدین معناکه انتزاع بر پایه مفاهیم عینی شکل خواهد گرفت و اساسا مبتنی بر امور عینی و تعامل آن با تجسم ذهنی خواهد بود.
لیکاف و جانسون با مطرح کردن فراگردی به نام مَپینگ [نقشه برداری یا نگاشت(mapping) ]، مابین تناظر های قلمرو مبدا و مقصد به ترتیبی عینی و فراگرد محور ، به نظام ادراکی انسانی پرداختند که به نوبه خود، در عرصه معماری میتواند به تولید گزاره هایی ادراکی منجر شود که برپایه روابط مفهومی قلمروهای اشاره شده شکل گرفته اند. در یادداشت های آینده با گشایش بیشتر در این بحث سعی خواهد شد به امکانات عملی تر مقوله استعاره در تولید و درک فضای مصنوع و نیز تاثیرات متقابل میان گستره حادث از آن پرداخته شود.

پی نوشت: این مطلب در روزنامه هنرمند نیز منتشر شده است.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد