:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
يكشنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه نو
نقش سیستم های حل مسئله(problem solving) وپشتیبانی تصمیم (DSS) در شهرسازی

سیستم‌های اطلاعاتی از دهه‌های گذشته در تجارت و صنعت و سطوح مختلف مدیریت نقش بسزایی را ایفا می‌کنند؛ چند سالیست که ورود مفاهیم این سیستم‌ها در شهرسازی منجر به روش‌های جدید تصمیم‌گیری مبتنی بر استدلال مدون کمی شده‌است، هرچند این انتقاد همیشه به روش های کمی وارد بوده که شهر را به مفاهیمی انتزاعی تقلیل می‌دهد اما همین روش‌ها هستند که در نهایت منجر به بهبود پارامترهای کمی می‌شوند و امروزه دیگر نادیده گرفتن این روش‌ها امکان پذیر نیست. از این میان مفهوم سیستم‌های پشتیبانی تصمیم‌گیری (DECISION SUPPORT SYSTEMS) نیز ابتدا در بنگاه‌های تجاری مورد استفاده قرار گرفت و سپس به صحنه‌های مختلف تصمیم‌گیری گسترش یافت، تا جایی که مدیران شهری امروزه از DSS در فرآیند تصمیم‌سازی مربوط به مسائل شهری استفاده گسترده‌ای می‌کنند.

مفهوم حل مسئله و کاربرد آن در شهرسازی

مدیران شهری كه عملا تهیه طرح‌ها و برنامه‌های شهری را به عهده دارند به دلایل زیادی همیشه برای تصمیم‌گیری وتصمیم‌سازی دچار مشكل بوده‌اند؛ برای مثال اگر به یك مدیر میانی (مثلا معاونت شهرسازی یك شهرداری) بودجه قابل توجهی (مثلا 100 میلیون دلار) بدهیم تا به ارتقای شهر بپردازد(یعنی هدف طرح کاملا مشخص نباشد) ممكن است دچار مشكلات تصمیم‌گیری مانند مثال‌های زیر شود.
• ممكن است لازم باشد گروهی تصمیم بگیرند و دراین شرایط لزوما بهترین تصمیم با اكثریت نیست!
• گزینه‌ها و راهكارهای متفاوتی امكان‌پذیر باشد وانتخاب از بین آنها دشوار باشد.
• تصمیم‌های بلند مدت نیاز پیش بینی آینده دارند.
• تصمیم‌های مختلف خطرپذیری متفاوتی دارند وتصمیمگیران مختلف ممكن است خطر پذیری‌های مختلفی داشته‌باشند.
• ممكن است اطلاعاتی كه در اختیار تصمیم‌گیرنده است خطا داشته‌باشد.
• حجم بالای اطلاعات موجود تصمیم‌گیرنده را دچار پریشانی كند (information over load) .
• تصمیم‌گیران علاقه‌مند به ارزیابی تاثیر تصمیم خود باشند.
• تصمیم‌گیرنده تحت تاثیر شرایط محیط مجبور به اتخاذ تصمیم خاص شود.(TURBAN 2000 P32)


برای تصمیم گیری اول ضرورت دارد كه مساله تعریف شود؛ در حالت كلی فرایند تعریف مساله و تدوین مراحل رسیدن به آن در موقعیتی كه اهداف كلان‌تر تعریف نشده‌اند Problem solving خوانده‌می‌شود. فرایند حل مساله در مراحل خود نیاز به سیستم‌های پشتیبانی تصمیم برای اتخاذ بهترین گزینه از میان گزینه‌های ممكن دارد؛ چون حل مساله در شرایطی تعریف شده‌است كه اهداف بالادست تعریف نشده‌اند ازین رو در تصمیم‌های شهرسازی فرایند حل مساله بسیار مشكل است، از طرف دیگر به دلیل اینكه در شهر بسیاری از عوامل به هم پیوسته‌اند و یك اقدام ممكن است منجر به تغییر وتحول در بسیاری عوامل شود، تعریف دقیق مساله بسیار مهم است.
در بسیاری از اقدامات شهرسازی برای مثال برنامه مسكن انبوه حاشیه شهر پاریس در دهه 60 كه مشکل مسکن (یعنی هدف مورد نظر) را حل کرد، اما منجر به مشكلات اجتماعی، حمل‌ونقل و اقتصادی شد یا اقدام شهرداری تهران برای فروش تراكم عملا حل یك مشكل منجر به بروز مشكلات بیشتری شده‌است.... در شرایطی كه اقدامات بیشتر منجر به مسائل بیشتر شود بدنه مدیریت شهر عملا گرفتار چرخه منفی شده‌است و در شرایطی كه اقدامات بیشتر منجر به مشكلات كمتر شود چرخه مثبت.
فرایند حل مساله (PROBLEM solving) با استفاده از سیستم‌های پشتیبانی تصمیم در واقع به دنبال دست یافتن به چرخه مثبت بین اقدامات ومسائل درشهرسازی هستند؛ البته سیستم شهر به طور مطلق درگیر این چرخه‌ها نمی‌شوند و در مورد هر اقدام باید با ارزیابی تاثیرات به درك تاثیر آن برسیم.


مراحل حل مسئله
1- مرحله شناخت:
در این مرحله آگاهی از مساله و درك متقابل مهندس نرم‌افزار و برنامه‌ریز به وقوع می‌پیوندد.
1-1. مساله به صورت دقیق و كلی تعریف می‌شود.
2-1. طبقه‌بندی مسائل: در خصوص مساله شهر همیشه تصمیم‌گیران با تعداد زیادی از مشكلات روبرو هستند كه ضروریست با توجه به اهمیت این مسائل وبا توجه به امكانات دسته‌بندی از اولویت انواع مسائل دردست داشته باشند.
3-1. ساده‌سازی مسائل: برای اینكه مدلی از شهر در اختیار داشته‌باشیم و اوضاع آینده آن را بتوانیم تخمین بزنیم ضروریست كه وضعیت شهر را ساده كنیم وبه دنبال یافتن پارامترهایی باشیم كه نماینده بامعنی وضعیت هستند.
4-1. شناسایی مسائل غیرقابل برنامه‌ریزی: این دسته از مسائل بسیارمهم هستند چرا كه بسیاری از ویژگی‌ها را نمی‌توان سنجید و یا بسیاری از مسائل مانند مسئله زیبایی و تاثیر آن بر محیط به‌قدركافی ساختارمند نیستند كه بتوان برای آنها برنامه‌ریزی كرد. در این مرحله باید به عوامل دیگری بپردازیم كه مسائل بی‌ساختار را به صورت غیرمستقیم سامان دهند.
5-1. گروههای درگیر با مساله (به دلیل اهمیت این بخش جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد).



2- مرحله طراحی:
1-2. اجزا كمی مدل: شناسایی تعریف اجزا كمی ودرك دقیق رابطه آنها با مساله.
2-2. ساختار مدل: كه درواقع ناظر بر روابط بین اجزا كمی مدل است و بر اساس واقعیات موجود تدوین می‌شود.
3-2. تعیین مبانی انتخاب گزینه‌ها: این مرحله با مشاركت برنامه‌ریز و مهندس نرم‌افزار طی می‌شود و براساس ارزش‌های بیرونی و ارزیابی درونی نهایی می‌شود.
4-2. ساخت گزینه‌ها: ساختن نهایی گزینه‌های ممكن و عملی كه در درجه اول تفوقی بر یكدیگر ندارند و نیاز به بررسی بیشتر برای انتخاب از میان آنهاست.
5-2. محاسبه خروجی: این خروجی‌ها باید برای زمان‌های مختلف تعریف شده‌باشند.
6-2. طراحی سناریو: این بخش از مهمترین بخشهای یك DSS است، چراكه مدیر می‌خواهد آنچه را كه پس از انتخاب گزینه باید انجام بدهد و رخ می‌دهد را بداند، سناریوها برای تصمیم‌گیرنده شرایط بعد از تصمیم را ترسیم می‌كنند.


3- مرحله انتخاب:
تكنیك های بررسی مدل‌های مختلف براساس سودها و زیان‌های گزینه‌های مختلف (كه درسناریوها شناخته شده‌است)؛ این تكنیك‌ها ممكن است از جدول‌های محاسباتی ساده تا شبیه‌سازی هوشمند گسترده‌باشند كه با توجه به مساله تعیین می‌شوند.
4- ارزیابی
1-4. بررسی اهداف چندگانه: درشهرسازی همانطور كه مسائل چندگانه هستند، اهداف و تاثیرات مفید یك اقدام نیز می‌توانند چندگانه باشند؛ مثلا با رونق گرفتن یك صنعت توریستی (مثل صنایع دستی) علاوه بر ایجاد اشتغال و رونق توریسم، احتمال زنده‌شدن فضای شهری و رونق هتل‌ها و صنایع مربوطه و… نیز می‌رود. در این مرحله باید اهداف از پیش تعیین شده مربوط به اقدام و تاثیر سناریو بر آنها را بررسی كرد.
2-4. حساسیت تحلیل‌ها درصورت تغییر ورودی‌ها: درشهر همواره با عدم قطعیت مواجه هستیم و نباید تصور كنیم كه آنچه پیش‌بینی می‌كنیم با مشكلی مواجه نمی‌شود. این بخش امتیازی برای انعطاف پذیربودن گزینه مطروحه درنظر می‌گیرد و سیستم را برای اتفاقاتی كه ممكن است رخ دهد انعطاف پذیر می‌كند.
3-4. تبیین «what-If»ها: what-ifها در واقع بیان نتیجه هراقدام هستند؛ این مفهوم را كه می‌توان به اگر–آنگاه ترجمه كرد برای مدیر حاصل هر تصمیم را روشن می‌كند.
4-4. نیازهای رسیدن به هدف (goal seeking): اینكه برای رسیدن به شرایطی خاص (مثل زمان خاص) به هدف باید چه تغییری در مجموعه ایجاد كرد؛ مثلا هنگام اتمام اجرای یك پروژه برای برنامه‌های دیگر ضرورت می‌یابد، این مرحله باید از قبل آماده شده‌باشد تا تغییرات لازم را گزارش كند.
5- اجرا (تمامی مراحل چگونه حمایت می شود):
این قسمت از حل مساله باید دائما برقرار باشد و تعریف دقیق از نحوه چگونگی و ضمانت اجرایی سیستم‌ها و پروژه ارائه دهد؛ فرایند فوق با وجود مثال‌های مربوط به شهر فرایند حل مساله در حالت عام هست در مورد شرایط خاص سیستم‌های پشتیبانی تصمیم‌گیری در شهر شناسایی سه عامل زیر به حل مساله كمك بسزایی می‌كند:
• نقش عوامل در مورد یک مساله خاص (افراد گروه‌ها وسازمان‌ها، سایر بازیگران) و شناخت ظرفیت و فرصت‌ها، هر كدام از عوامل درگیر با مساله.
• تعیین دورنمای موجود با توجه به مساله مورد نظر، مبتنی بر مدل‌سازی و حتی درک شهودی از وضع موجود.
• آینده ممكن با توجه به منابع مالی توانایی های مدیریتی وعوامل بیرونی زیاد مثل قدرت اجرایی مدیر.
تمامی مراحل فوق كه حل مساله نام دارد و در دل خود از DSS كمك می‌گیرد در نهایت باید منجر به یك برنامه عملیاتی شود و در حقیقت باید بخشی از آینده ممكن را محقق سازد؛ این سیستم‌ها درهرلحظه قابل ارزیابی هستند.
درمورد مساله شهر كه بسیاری از داده‌ها، داده‌های فضایی (Spatial) هستند دسته خاصی از DSS یعنی SDSSها كاربرد فراوانی دارند؛ اینها با اطلاعات فضایی سروكار دارند و در واقع ین اطلاعات را به صورت جدول و آمار تحلیل‌هایی از فرآیند ممكن ارائه می‌دهند. فرض كنید بخواهیم برای پارك‌های شهر خاص دیوار بكشیم و هزینه انواع دیوارها را بخواهیم دراین حالت این DSS می‌تواند كمكمان كند.

منابع:
Turban,Edvard “DECISION SUPPORT SYSTEMS AND INTELLIGENT SYSTEM”, Prentice HALL,SIXTH EDITION,2001 New Jersey
Laurini,Robert ”Information Systems for Urban Planning [A hypermedia co-operative approach]” Taylor & Francis Group,2001 London
http://www.stuart.iit.edu/faculty/barlow/pdfhandouts/cps.pdf
http://media.wiley.com/product_data/excerpt/79/07879643/0787964379.pdf
http://edis.ifas.ufl.edu/pdffiles/UW/UW23500.pdf
http://www.fanniemaefoundation.org/programs/jhr/pdf/jhr_0901_peterson.pdf

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری