:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
جمعه، ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه نو
از جنوب، و دزدی شاه میگوهای 50 سانتی

لنج های چوبین ما دیدنی هستند و تاریخ دریا را با خود حمل میکنند. در کارگاه های لنج ها در کنارک اسکلت چوبین آنها را میتوان دید و شاید این منظره را در کمتر کشور اروپایی اتفاق بیفتد. چرخاندن و پیچاندن چوبهای بلند را در سیستم طراحی کامپیوتری چه میگویند؟ کیهانی؟ و شاید طراحی کامپیوتری لنج ها از ساختنش مشکل تر باشد. چوبها خارجی، آفریقائی یا هندی، کارگران پاکستانی، قیمت یک لنج تمام و کامل 650 میلیون تومان. طول 50 یا 55 فوت. ارتفاع زیاد و ظرفیت برابر حمل 10 عدد کانتینر. سرعت 12 گره دریایی. لای تخته چوبها را با نخ پنبه آغشته به روغن جگر سفره ماهی یا کوسه ی بدبخت. و در باره ی کوسه ها، تکه های بزرگش روی عرشه پخش بود. مقطع کوسه نمایان بود. و از چهار لوله ی عضلانی درست شده بود. لوله ها را سوا کرده، تکه تکه کرده و در قوطی واکیوم شده بسته میشود. و روی آن نوشته میشود: تن ماهی. البته عیب از مصرف کننده است که گوشت کوسه را دوست ندارد. ماهیگیران هم مجبورند کوسه ها را صید کنند چون از همین محل 4 هزار کیلو بال کوسه، آن هم نه تمام بال های کوسه، در ماه قاچاق صادراتی داریم. چون که کوسه سرطان نمیگیرد. چون که کوسه قدیمترین حیوان و به عبارتی یک میلیارد سال عمر دارد. در کتابی به نام "کوسه ها سرطان نمی گیرند" از 450 میلیون سال عمر، غلط نکنم، صحبت کرده بود. شاید بتوان تناسبی بست و میانگین تعداد کوسه هایی که در این محل شکار می شوند را به دست آورد. البته میدانیم که نسل کوسه دارد از بین میرود. این هم یک روی 500 نسل حیوانی که تا کنون اشرف مخلوقات موفق شده نابود کند. اما اکو سیستم زیست دریا هم بهم می ریزد. عیبی ندراد. ما که خوشبختانه روی زمین هستیم و از گوشت کوسه هم خوشمان نمی آید مگر این که در قوطی ماهی تن باشد.
آنگاه که یک کوسه ی کوچک زنده را خریدم و در دریا رها کردم و با او به آب زدم خبرش به شما هم میرسد. وقتی که یک کوسه ی زنده را در محفظه ی ماهیگیران تیس دیدم هنوز به این فکر نبودم، و در ضمن باران تندی هم میبارید و حواس ما در پی سر پناهی بود تا آبرنگ خراب نشود. جلوی ما آفتابی با رنگین کمان. پشت ما هم آفتابی. پیرامون ما هم آفتابی. فقط بالای سرما یک تکه ابر بود که کنار هم نمی رفت و یک ساعت به شدت بارید.
قیافه ی لنج یا لنچ را که ببینی متوجه میشوی که به نسبت ارتفاع، طول آنها بسیار کم است و پیداست که روی موج بالا و پایین میرود و نوسان پیدا میکند. بخصوص این که جلوی آن هم زاویه ی بسیار تندی دارد تا موج بتواند کشتی را بالا ببرد. پشت آن تقریبا عمودی بریده است و سکان بلند بیرون از بدنه، به پشت کشتی بسته و روی یک اهرم فلزی نیرومند که از ته کشتی بیرون میزند تکیه میکند تا هم حمل شود و موج آنرا نشکند، و هم این که هنگام یله شدن روی ماسه ها، نوک آن گیر نکند و نشکند. لنچ های پاکستانی که پشت گردی دارند و سکان آنها توی بدنه قرار دارد نمیتوانند مثل لنج های ما روی ساحل ماسه ای لم بدهند و آفتاب بگیرند. باید پهلوی اسکله، مودب و با وقار کنار بگیرند.
حدس میزدیم که لنج های چابهار و دریای عمان با لنج های خلیج فاری فرق داشته باشند. هم به علت تفاوت در رفتار دریا و هم به علت طول مسافرت دریایی. لنج های گواتر و چابهار تا سومالی و سیلان میروند و می آیند و سه ماه در دریا میمانند. موج های اقیانوس هند به سواحل مکران هم میرسد و لنج های ما با آنها سر و کار دارند. اما، برعکس آنچه که می پنداشتم، لنج های خلیج فارس بزرگتر و کشیده تر اند. از صحبتی که با یک شیرازی و که به همه جا سرک میکشد و به بوشهر میرود و به چابهار می آید و جنس جابجا می کند فهمیده شده که خلیج فارس هم صخره های زیر آبی دارد و هم موج های نا منظم بیشتری دارد. بنابراین نوک لنج ها تیز تر و بدنه ی آنها کشیده تر است تا بتواند موج را ببرّد و باز کند. اما قدرت حمل آنها با لنج های اقیانوس پیما یکی است.
استاد مرحوم کامبوزیا در کتابش "سیستان و بلوچستان و علل خرابی آن" که به شدت به جزیره ی لعنتی و غارت هند توسط انگلیستان حمله میکند، میگوید دوران مس در میان سومر هایی که معدن مس نداشتند به این دلیل بوده که آنها مس خود را از بلوچستان میگرفتند، و راه دریایی تنها راه ممکن برای حمل آنها بوده است. احتمالا با همین لنج ها. همان طور که حالا میدانیم ظروف سفالی زیبای شهرهای بین النهرین در شهر سوخته ی پنج هزار ساله تهیه میشده است. وانسان مدتها وقت صرف کرده تا از ظرف سنگی به سفال برسد، گل رس مناسب تهیه کند، ورز بیاورد، لوله لوله و گرد روی هم سوار کند و بچسباند و خیس و یک نواخت کند و سپس کم کم بپزد و حجم های بزرگ و تازه ای خلق کند و رویش را با عقایدش نقاشی کند. پس شاید شهر سوخته پیر تر از پنج هزار سالش باشد.
اما اصل دزدی. ماهیگیری توسط دو کشتی و تور بلندی که کف دریا را می سابد در ایتالیا و در مدیترانه سالهاست که غدغن شده چون نسل هرچه ماهی و دلفین و گونه های زیستی را نابود میکند. ژاندارم های دریایی ایتالیا به شدت مواظب هستند که چنین اتفاقی روی ندهد. اما به گفتار ماهیگیران متعددی، شیلات ما مجوز این نوع ماهیگیری را می دهد. اما به کی؟ شرکت های بزرگ ماهیگیری دارای سیستم جی پی اس هستند که توسط ماهواره گله ی بزرگ ماهی ها و عمق آنها را می یابند و صید میکنند و به ماهیگیران ساحلی چیزی نمیرسد. صیادان بنادر جنوب می گویند صید ماهی به یک چهارم سالهای پیش رسیده است.
بعضی از لنج های ماهیگیری هم به دستگاه جی پی اس مجهز شده اند اما ناو های آمریکایی با قدرت بالای دستگاه های خود، جی پی اس اینها را می سوزانند. آنها رد یابی میکنند ، لنج ها را پیدا میکنند و سیستم را می گیرند، سپس، شاه میگوهای 40 یا 50 سانتی را هم با اجازه ی شما میگیرند و می برند. فارسی حرف میزنند و اغلب زن های رنجری هستند که لباس آنها پیدا نیست و از خشابهای فشنگ پوشیده شده است. کجا؟ در آب های داخلی و ساحلی ایران. حتی در بندر جاسک! خیر سر خائن های ما که لابد خوشحالی می کنند و دل برای موسویان می سوزانند. ناو های جنگی آمریکایی، همان طور که حاتمی کیا در فیلم " موج مرده " اش تعریف میکرد، حتی کشتی های قاچاقچی های ما را هم نگهمیدارند و بازرسی میکنند. اما پس چطور است که شرکت های بزرگی که 4/3 صید دریا را میبرند از آنها مصون میمانند؟ مرگ دلفین ها هم، که بنا بر مقاله روزنامه ی ایران به علت سونار های زیر دریایی های آمریکایی بوده، و تکرار آن هرجا که آمریکا مانور دریایی داده مشاهده شده، حالا بازهم توسط مدیران محیط زیست نفی و معما شده است.
بانکهای کشاورزی و بانکهای دیگر تسهیلات زیادی به تولید کنندگان لنج های فایبر گلاس میدهند. اما صیادان لنج های چوبی را ترجیح میدهند چون فیبرگلاس ها در صورت برخورد با صخره های زیر دریایی قابل مرمت نیستند و عمر آنها، در برابر 80 سال چوبی ها، 20 ساله است. به هر حال، صیادان میگویند تمام اینها به علت بحران صید، ورشکست می شوند.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری