:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
جمعه، ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه نو
معماران و طرح‌هاي صنعتي

براي روشن‌تر شدن موضوع، شايد بهتر باشد ابتدا به اين مسئله بپردازيم كه معماري صنعتي چه طیفي از طراحي ساختمان‌ها را در بر مي‌گيرد. از طراحي انبارهاي ساده و كوچك گرفته تا طراحي فرودگاه‌ها، ورزشگاه‌هاي كوچك و بزرگ، پاركينگ‌هاي عظيم و طبقاتي و مجتمع‌هاي نفتي، گازي، پتروشيمي و معدني همه و همه در مقوله معماري صنعتي جاي مي‌گيرند.
بي‌شك به تمام موضوعات ذكر شده قبلي نمي‌توان يكسان نگاه كرد. هر يك از موارد پيش ذكر شده مشخصات و خصوصيات فيزيكي ويژه خود را دارند كه با ديگري كاملاً متفاوت است و در نتيجه نقش معمار نيز در هر كدام از آنها متفاوت مي‌شود. واحدهاي صنعتي ساخته مي‌شوند تا براي مدت طولاني فعاليت كنند، پس بايد كمترين ميزان ترميم يا تعميرات را داشته باشند. در بعضي مواقع توقف هيچ بخش كاري اين مجتمع‌ها امكان‌پذير نيست. پس طراحي ويژه‌اي را طلب مي‌كنند.
طبعاً هر يك از مجتمع‌هاي صنعتي با توجه به ظرفيت و نوع توليدات، داراي بخش‌هاي جنبي و خدماتي و رفاهي نيز هستند. در اين مبحث از اين بخش طراحي صرف‌نظر شده و تنها به نحوه طراحي در محدوده‌ خاص صنعتي پرداخته مي‌شود كه خود مبحث پيچيده و شايد تازه‌اي باشد.
مانند تمام طرح‌هاي ديگر، در همين جا بايد به نكته بسيار مهمي اشاره شود كه در بسياري از اين پروژه‌ها، كارفرما نيازهاي پايه‌اي و كلي طرح را مي‌داند ولي نمي‌تواند در جزئيات ريز پروژه، خواسته‌هايش را عنوان و طراح را به سوي اهداف مورد نظر راهنمايي كند، زيرا تكنولوژي و دانش فني مورد نظر در كشور وجود نداشته و ما بعنوان وارد كننده و خريدار تكنولوژي با يك كشور خارجي يا چند شركت خارجي مواجه هستيم.
بنابراين بر مبناي نيازها و خواسته‌هاي كلي كارفرما، دارنده تكنولوژي مورد نظر كه اكنون فروشنده آن شده است، طراحي پايه اين نوع مجتمع‌هاي صنعتي را آغاز مي‌كند و از اين پس طراح داخلي با يك مجموعه پيچيده ناشناخته روبرو مي‌شود. روند كار با اين شكل است كه نقشه‌هاي پايه يا بهتر بگوئيم اطلاعات پايه بصورت خام و پراكنده به دست طراحات مي‌رسد و به همين دليل كار طراح چندين برابر مي‌شود. چون نه تنها بايد با مشاور مادر تبادل نظر كند، بلكه بايد نيازهاي سليقه‌اي و منطبق با شرايط خاص كشور و صنعت ما را نيز در نظر بگيرد. سپس اطلاعات دريافت شده را تبديل به طراحي مطابق با خصوصيات و شرايط كشور سازد. اين كار يك پروسه رفت و برگشت طولاني تبادل اطلاعات است.
نبايد فراموش شود كه معمولاً در مجموعه‌هاي صنعتي توليدي، چندين واحد ساختماني در روند توليد و فرآوري محصول كارخانه سهيم هستند. به بيان ديگر، وجود هر يك از واحدها، به مثابه حلقه‌زنجيري از توليد و فرآيند مجتمع صنعتي است. مجموعه‌اي از ساختمان‌ها، نوار نقاله‌ها، سكوهاي كاري، دودكش‌ها، فونداسيون‌هاي تجهيزات، پايه‌هاي نگهدارنده لوله‌هاي فرآيندي و تاسيسات جنبي، اجزاء اصلي يك مجتمع توليد صنعتي را مي‌سازند كه قسمتي از آنها اصلاً فاقد طرح معماري هستند و تنها توسط مهندسين سازه طراحي مي‌شوند. در اين گونه مجموعه‌ها همه چيز تحت تاثير فرآيند توليد محصول كارخانه قرار مي‌گيرد. براي انجام هر نوع طراحي در اين مجتمع‌ها مي‌بايست تاثيرات آن را بر روند فعاليت كارخانه مطالعه كرد. كوچكترين تغييري مي‌تواند روند كاري كارخانه را مختل يا نامطمئن سازد. بنابراين نظر مهندسين فرآيند، در شكل‌گيري كل مجموعه، اساسي است. موقعيت هر واحد صنعتي، ارتفاع واحدهاي صنعتي، شكل و فرم آنها، پراكنش واحدها، فاصله بين واحدها،‌ جهت‌گيري و گسترش هر واحد، ابعاد و اندازه‌ آنها همگي با نظر گروه فرآيند خواهد بود. اين بخش از كار، همان اطلاعات اوليه‌اي است كه طراحان براي آغاز كار، دريافت مي‌كنند. هر نوع تجهيز يا ملزومات يا دستگاهي كه در اين واحدها وجود دارند، شرايط ويژه‌اي را براي طراحي ايجاد خواهند كرد كه در شكل‌گيري واحدها بسيار موثرند. به همين جهت ما با فرم‌هاي عجيب و حتي زشتي روبرو مي‌شويم كه لوله‌هاي ورودي يا خروجي، داكت‌هاي هوا، نوار نقاله‌ها و تجهيزات و دستگاه‌هاي ديگر سبب ايجاد آنها شده‌اند.
معمار براي شكل بخشيدن به يك ساختمان، مي‌بايست نقشه‌هاي تجهيزات، كانال‌هاي برق و تجهيزات جنبي را در نظر داشته باشد. اگر در ساختمان‌هاي معمولي، معمار تنها با مهندسين سازه، برق و مكانيك هماهنگي انجام مي دهد، در اين‌جا تمام گروه‌هاي مهندسي درگير در روند ساخت و ساز و توليد مجتمع، نيازهايشان را با معمار در ميان مي‌گذارند. مهندسين ابزار دقيق، متالوژي،‌ فرايند و بقيه بخش‌ها همگي نيازهايي دارند كه معمار ناگزير از در نظر گرفتن آنهاست. در واقع تنها در بخش معماري است كه فرم و شكل واقعي هر يك از اين واحدها تجسم مي‌يابد. اين فرم‌ها الزاماً مناسب يا زيبا نيستند. كسي هم به دنبال زيبايي و خوش فرم بودن ساختمانها نيست، بلكه همه گروه‌هاي درگير، با شتاب به دنبال روش‌هاي ساده و سريعي هستند كه بوسيله آنها بتوان اين واحدها را با در نظر گرفتن نيازها و ويژگي‌هايشان برپا ساخت. نمي‌توان اين بحث را به ميان آورد كه فرم ارائه شده براي اين واحد نامناسب است. فرم‌ها كاملاً از ضرورت‌ها تبعيت مي‌كنند. حداقل فضاي مناسب براي تجهيز و توليد، اصلي كلي است. استانداردهايي كه تاكنون با آن سر و كار داشته‌ايم محو مي‌شوند و استانداردهاي جديد جايگزين آنها مي‌گردند. شكل مناسب ساختمان عوض مي‌شود. نورگيري مناسب،‌ گسترش مناسب ساختمان، همگي تحت تاثير ماشين‌آلات و دستگاه‌ها قرار خواهند گرفت. اولويت با دستگاه‌ها و تجهيزات است ارتفاع مناسب فضاي كاري نه براي انسان كه براي تجهيزات و ماشين‌آلات در نظر گرفته مي‌شود. گاهي حتي ارتفاع بخش‌هايي از اين واحدها تا اندازه‌اي كوتاه مي‌شود كه يك فرد بلند قد با احساس راحتي نمي‌تواند در آن فضا حركت كند. اما در صورت اعتراض بيان مي‌شود كه كانال‌هاي هوا، لوله‌ها و نوار نقاله‌هايي كه در فرآيند توليد و انتقال مواد در مجتمع، هر يك وظيفه خاصي بعهده دارند و در ارتباط با ساير واحدها هستند، ارتفاع بخش مورد نظر را در همين موقعيت باقي خواهند گذاشت.
معمار صنعتي پس از كنار هم گذاشتن قطعات، مجرد از اطلاعات دريافتي مربوط به كليه بخش‌هاي دخيل در روند توليد، به ساختمان‌ها عينيت مي‌دهد، يعني هندسه پيراموني ساختمان را با در نظر گرفتن همه مواردي كه ذكر شد، تجسم مي‌بخشد و به همين دليل بسياري از مشكلات و ناهماهنگي‌هاي موجود در اطلاعات پايه را در ابتدا معماران متوجه مي‌شوند و درصدد رفع آن برمي‌آيند. تداخل موقعيت دستگاه‌ها و تجهيزات، تداخل موقعيت پله‌ها با فونداسيون‌ها، تداخل سكوهاي كاري مختلف در ترازهاي متفاوت موقعيت نامناسب كانال‌ها و ترنج‌ها و بسياري موارد ديگر را مي‌توان در نقشه‌هايي كه معماران به آن شكل داده‌اند يافت. اينكه كدام سكوي كاري نيازمند روشنايي است يا چگونه مي‌توان براي ساختمان‌هاي ناموزون غير يكنواخت نماي مناسبي در نظر گرفت، بعهده معمار است.
با در نظر گرفتن ويژگي هاي سايت صنعتي در حال طراحي، نوع سازه آنها، ميزان و نحوه پراكنش واحدها،‌ شرايط اقليمي ايجاد شده در آن واحد (ميزان آلودگي زيست محيطي، نوع بخارها و گازهاي احتمالي حاصل از فعاليت كارخانه،‌ اسيدي يا قليايي بودن محيط)،‌ مصالح مورد نياز براي پوشش واحدهاي صنعتي، در نظر گرفته مي‌شود.
سپس مرحله طراحي جزئيات ساختماني فرا مي‌رسد كه آشنايي معمار با مصالح گوناگون و درك مناسب از سازه‌ها را مي‌طلبد. مسئله‌اي كه جاي بحث بسيار دارد، محدوديت‌ مصالح،‌ ضعف تكنولوژي،‌ ناپايداري توليد مصالح، فقدان روحيه تكامل‌طلبي،‌ نبود شناخت جايگاه معمار در اينگونه طرح‌ها، لاجرم معماري صنعتي را تبديل به نوعي معماري زشت، يكنواخت و خسته‌كننده كرده است.
شايان ذكر كه در بسياري از شركتهاي مهندسين مشاور كه پروژه‌هاي صنعتي بزرگي هم در دست طراحي دارند، حتي يك مهندس معمار نيز مشغول به كار نيست و تنها يك يا دو تكنسين مشغول تهيه جزئيات ساختماني تكراري براي اين پروژه‌ها هستند. چرا اينگونه است؟ آيا واقعاً معمار نمي‌تواند در مورد مناسب يا نامناسب بودن فضاهاي صنعتي يا يك فرم ساختماني نظر بدهد؟ اگر اينطور است پس چرا معماراني مثل Renzo Piano, Norman Foster , Nervi و Buck Minister Fuller طراحي مجتمع‌هاي صنعتي را بعهده داشته‌اند كه هم عملكردي بوده‌اند و هم زيبا،‌ شايد بتوان اينگونه پاسخ داد:
1. ما در بخش عمده‌اي از صنايع فاقد دانش لازم هستيم و تنها تبديل شده‌ايم به خريدار تكنولوژي، پس تنها مي‌توانيم داده‌هاي خارجي را بدون امكان اظهارنظر اجراء نماييم و تنها موارد متناقص را به صاحب تكنولوژي يادآوري كنيم تا آنها را اصلاح نمايد.
2. در توليد مصالح متنوع و مناسب بسيار عقب هستيم. بسياري از مصالحي كه امروز در بازار موجود است،‌ ممكن است فردا ناياب شوند يا از خط توليد كنار گذاشته شوند. پس به مصالح جديد نمي‌توان اعتماد كرد. به عبارتي طيف توليد مصالح در كشور ما بسيار محدود است.
3. موقعيت معماران در پروژه‌هاي صنعتي به درستي مشخص نشده است. در حالي كه معماران هميشه هماهنگ كننده‌هاي توانايي در بخش‌هاي مختلف هر پروژه هستند. ديد معمار از گروه‌هاي ديگر مهندسي فراگيرتر و گسترده‌تر است. پس حضور معمار هميشه لازم است. در طراحي هر نوع ساختماني اعم از صنعتي يا غير صنعتي با حضور معمار طراحي بهتري شكل مي‌گيرد. مي‌خواهد اين پروژه‌ مجموعه انتقال برق يا گاز باشد يا مجتمع شيميايي و نفتي يا توليد مس و سرب. قطعاً معمار مي‌تواند فرم زيباتري براي پل‌هاي عابر پياده يا پل‌هاي ماشين‌ رو در خيابانهاي شهري يا جاده‌ها طراحي كند. الزامي به تكرار جزئيات زشت و يكنواخت قبلي در اين پروژه‌ها نيست. معمار مي‌تواند جزئيات جديدتر و زيباتري را ابداع نمايد. اين امر وظيفه معمار است و كسي بهتر از او نمي‌تواند اين مهم را انجام دهد. در طراحي صنعتي هر كجا معماران دخالت داشته‌اند، مجموعه‌هاي بهتر و كاراتري طراحي شده است. بنابراين مانند همه دنيا حضور معماران در طرح‌هاي صنعتي الزامي است.

پینوشت:
*كارشناس ارشد معماري - عضو انجمن مفاخر معماري ايران

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری